تبلیغات
سـڪــوت بــــــاراטּ







فقیر بـﮧ دنبال شادے ثروتمند

ثروتمند بـﮧ دنبال سادگے زندگے فقیر است

ڪودڪ بـﮧ دنبال آزادے بزرگتر

بزرگتر بـﮧ دنبال سادگے ڪودڪے

آناטּ کـﮧ رفته اند در آرزوے بازگشتــــ

آناטּ که مانده اند در آرزوے رفتـــــטּ…

خدایــ ـــا ڪدامیــטּ پــ ــل در کجای دنیا شڪسـته است، ڪه هیچ ڪـس بـﮧ مقصدش نمے رسد؟!



тαɢε:

نظرات() یکشنبه 28 مهر 1392 12:30 ق.ظ Łє¡ℓα7


دﻧـﯿـﺎ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﻭﻧـﻪ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻢ…

ﺁﺩﻡ ﻫـﺎ ﺭﺍ..

ﺍﺗـﻔـﺎﻕ ﻫـﺎ ﺭﺍ…

ﻧﺮﺳـﯿـﺪﻥ ﻫـﺎ…ﻧﺘـﻮﺍﻧـﺴـﺘـﻦ ﻫـﺎ…ﻧﺨـﻮﺍﺳـﺘـﻦ ﻫـﺎ ﺭﺍ ﻧـﯿـﺰ…!

ﺩﻟـﻢ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﺪ…

ﺭﻭﯾـﺎﻫـﺎ ﺍﺯ ﺳـﺮ ﻭ ﮐـﻮﻝ ﻫـﻢ ﺑـﺎﻻ ﺑـﺮﻭﻧـﺪ…

ﻣـﺮﺩﻣـﺎﻥ ﺑـﺨـﻨـﺪﻧـﺪ ﺍﺯ ﺗـﻪ ﺩﻝ…

ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻢ ﻫـﺮﮐـﺴـﯽ ﺩﺳـﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐـﻨـﺪ ﻭ…

ﺳـﺘـﺎﺭﻩ ﺧـﻮﺩﺵ ﺑـﭽـﯿـﻨـﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑـﺎﻻ…

ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻢ ﺩﯾـﮕـﺮ ﺳـﺮ ﺑـﻪ ﺗـﻦ ﻫـﯿـﭻ ﻏـﺼّـﻪ ﺍﯼ ﻧـﺒـﺎﺷـﺪ ...







тαɢε:

نظرات() جمعه 26 مهر 1392 12:15 ق.ظ Łє¡ℓα7



 

✔پاشــ ــو !

یہ سَــرے بہ خودت بزטּ

از خودت بگــو ...

چند وقتِ ڪہ از خودت خبر ندارے؟

ڪجایــے ؟ نیستــے؟ ڪم پیدایــے

یه سر به خودت بزטּ ...

بقیه رو ول کـטּ ...

یه ڪمــے بہ خودت فکر کـטּ ...

مگه چقــدر زنده اے؟

اگه تا آخــر عمرت هم بہ این رویہ ادامــہ بدے

هیچی تغییــر نمیکنـه ...

همینـہ ڪہ

هستــ ـــــــ

پــــس پاشــــو.../!


پ.ن: قابل توجه خــ ــودم!!!





тαɢε:

نظرات() شنبه 20 مهر 1392 08:34 ب.ظ Łє¡ℓα7




تا حـــالا به تیک تاک ساعت گوش کردی؟ شایَد گاهی این صِدا آزار دهنده باشه,اما همیشه در حد یه صدا نیست.تیک تیک ساعت نشانه ای از گذشت عمر ماست.عمری که مثل برق و باد میگذرد وبرای همین ما هم خیلی متوجه آن نمیشویم.

چند وقت پیش با دیدن فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه به عقب بر گشتم.زمانی که خودم خیلی با کلاه قرمزی و پسر خاله از نظر سنی فاصله نداشتم.آن موقع ها عاشق کلاه قرمزی بودم به خصوص شیطنتاش,و همین طور پسر خاله به خاطر معرفت و مهربونیاش.

تیک تیک ساعت اما تند تر و تند تر شد و من بزرگتر و بزرگتر شدم.حالا من هستم که از کلاه قرمزی و پسر خاله دور شدم و فاصله گرفتم.اما کلاه قرمزی هنوز هم همون بچه ی شیرین و دوست داشتنی باقی مونده و پسر خاله هنوز هم حاضره برای دیگران توی صف بره تا نون و البته نفت بگیره.

چقدر ساده بودیم ما, چقدر بی دغدغه زندگی میکردیم, چقدر راحت قصه ی کلاه قرمزی و آقای مجری رو با ور میکردیم,اما حالا نه قصه ها را باور داریم و نه حتی خودمان را.

ای کاش یک ذره از مرام پسر خاله را از دنیای کودکی برای خودمان آورده بودیم........ .وای که چقدر دلم برای اون همه  صداقت و مهربانی تنگ شده, ای کاش یکی پیدا میشد و جلوی تیک تیک ساعت و میگرفت.

ای کاش هنوز هم روی کاغذ های کاهی مینوشتیم,اما همدیگه رو باور داشتیم, ایکاش هنوز هم کلاه قرمزی رو توی اون تلویزیون های بزرگ و قدیمی میدیدیم و از دور هم بودن لذت میبردیم.

ای کاش میشد هممون یه کلاه قرمز از جنس کلاه کلاه قرمزی داشتیم تا هیچ وقت از دنیای قشنگ کودکیمون فاصله نگیریم.......... .اما تیک تیک ساعت ما رو وادار کرد تا خوندن ترانه ی زیبای آقای راننده رو برای همیشه فراموش کنیم...

ای کاش یه بار دیگه میشد به روزهای شیرین کودکی برگشت.........

روز جَهانی کودَکــ♥ـــــــ مُبــ ــارَکـــــــــ





тαɢε:

نظرات() چهارشنبه 17 مهر 1392 11:50 ب.ظ Łє¡ℓα7



 بـــاراלּ ڪـه مے بــ ـــــارد

 زمــ ـــــان و مــ ــــکان در هم می آمیزنــــــد

در جریـــــــــان مرمـــــــوز و سیّال هوا

 کســــــــے چـــــه مــــے داند

ڪـه قطــ ــره هاے این باراלּ

هر کـــــدام در چه هنگام

و از کدامــــــین دریا برخواسته اند؟

  رازیســ ـــــــت بـــــــــاراלּ...




тαɢε:

نظرات() دوشنبه 15 مهر 1392 11:52 ب.ظ Łє¡ℓα7




כلم پــ ـــر استـــــــ….


כیگر چیزے به כلم نمے نشینـــــد


ول
ے حالم بد نیست


میدانـ ـــم


*یکے* همه ی حواسش به من هست کـ ــــہ حالم خوب باشــــــد


و آن *یک
ے * برای خوب بودنم کافیســ ــــــت


*
خدایـــــــــا*


حالم خوب اســتــــــــــ



тαɢε:

نظرات() چهارشنبه 10 مهر 1392 04:55 ب.ظ Łє¡ℓα7




پــچ پـــچ بــــاران را می شـــنـــوی؟


عاشــقــانـــه هایـــش را بـــرای تو فرســتـــاده ســتـــ


گــاه در کـوچـه می رقصـد و پای کــوبــی مــی کــنــد


گاه شـیـشـه ی پـنـجـره ی اتـاقـتـــ را می نــوازد


و بــرای قــدم زدن ، مـی خـوانــدتــــ



بر خـیـز و خـویـش را از غــمــی کــه تــا مـرگــــ احــسـاس مـی بـردتــــ ، رهــا ســـاز


خـیـس شــو در بـــــارانــــی کــه روحـــتـــــ را طــراوتـــ مــی دهـــد


بـــــاران ،هــمــه بــهــانــــــه اســتـــــ
. . .





тαɢε:

نظرات() چهارشنبه 3 مهر 1392 07:46 ب.ظ Łє¡ℓα7





پـــــآییــــز میرســ ــد ...


و از انبوه برگهاے زرد رنگ ،


میوه هایی طلایے رنگ باقے مانده اند !


انبوه برگهاے رقصنده با باد ...


هیچگاه اجازه جلوه به میوه ها را نداده بودند؛


چــ ـــه در بهار وچه در تابستان !


و عجیب کــه خزان ،


برگها را بیقیمت کرد و میوه ها را قیمتے !



тαɢε:

نظرات() چهارشنبه 3 مهر 1392 01:34 ق.ظ Łє¡ℓα7
مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ